من و اولین بیمار
سلام
اگه از احوالات من بپرسید ملالی نیست جز دوری از شما... شما چطورید؟!
از فردا قراره مریض ببینم! اونم از نوع ترمیمیش! دعا کنید یه مریض کلاس یکِ خوشگل گیرم بیاد، بتونم این برهه از زندگی رو هم با موفقیت سپری کنم!
نمی دونم اگه مریضم بفهمه اولین موجود زنده ای هست که زیر دستان من قرار می گیره چه حسی میشه؟! خدا خودش به دادش برسه! به قول استاد مربوطه مریضا فک می کنن که ماها پزشکای تازه واردی هستیم که تازه شروع به کار کردیم، و مسلما از اینکه اولین کیس ما اونا هستن هیچ گونه اطلاعی ندارن!
خدایا؛ خودت به من چنان اعتماد به نفسی عطا کن که وقتی فرز را بر سطح اکلوزال دندانهای خلفی آن انسان بینوا قرار میدهم، دستانم نلرزد!!!
خدایا؛ پوسیدگی کلاس یک بیمارم را به علت وسعت پوسیدگی در زیر مینا، به کلاس دو مبدل نفرما!!!
خدایا؛ به بیمارم چنان بینشی عطا کن که فکر کند بنده یک دستیار تخصصی ترمیمی هستم نه یک ترم هفتی!
خدایا؛ خودت کمک کن تا در تمامی مراحل، بهترین تصمیم را بگیرم، تصمیمی که مصلحت من و سایرین در آن است...
خدایا؛ کمکم کن...
*گاهی اوقات بدجور از خودم تعجب می کنم*
تا بعد...
